مرکز نوآوری مانا در اولین رویداد ملی نوآوری اجتماعی "نوپیا"

مدیر مرکز نوآوری مانا: مسائل کاری زنان، ما را به حرکت واداشت

مرکز نوآوری مانا به مدیریت حکیمه فریزاده یکی از مراکزی است که از ابتدا براساس یکسری از نیازهای بانوان شکل گرفته و از سال ۱۳۹۷ به عنوان اولین مرکز نوآوری اجتماعی بانوان، فعالیت خود را آغاز کرده است. غرفه متعلق به این مرکز در رویدادملی پیشرفت و نوآوری ایران(نوپیا) همچون دیگر مراکز دغدغه مند در حوزه بانوان، مخاطبان بسیاری داشت.


حکیمه فریزاده مدیر مرکز نوآوری مانا:

 مسائل کاری زنان، ما را به حرکت واداشت

مرکز نوآوری مانا به مدیریت حکیمه فریزاده یکی از مراکزی است که از ابتدا براساس یکسری از نیازهای بانوان شکل گرفته و از سال ۱۳۹۷ به عنوان اولین مرکز نوآوری اجتماعی بانوان، فعالیت خود را آغاز کرده است. غرفه متعلق به این مرکز در رویدادملی پیشرفت و نوآوری ایران(نوپیا) همچون دیگر مراکز دغدغه مند در حوزه بانوان، مخاطبان بسیاری داشت و تد حکیمه فریزاده نیز با استقبال زیادی همراه شد که در اینجا می خواهیم مروری داشته باشیم بر بخشی از صحبت های این بانوی نوآور اجتماعی.

دغدغه اصلی؛ مسائل زنان در محیط کار

مرکز نوآوری مانا، ساخته و پرداخته ذهن بانویی است که در مواجهه با مسائل پیش روی خود در زمینه کاری، پا پس نکشید و محکم ایستاد تا شاید با اقداماتی موثر بتواند شرایط بهتری را پیش روی زنان شاغل قرار دهد. حکیمه فریزاده مهندسی رشته برق از دانشگاه صنعتی شریف؛ کسی که حالا مدیریت اولین مرکز نوآوری بانوان را برعهده دارد و حکایت خود را این چنین تعریف می کند:" سال ۸۹ و همزمان با تحصیل در سال سوم رشته برق صنعتی شریف، ازدواج کردم. یکی از شروطم این بود که بتوانم کار کنم و یک خانم فعال اجتماعی باشم که همسرم نیز پذیرفتند و من از سال چهارم وارد محیط کاری شدم. طبیعتا علاقه مند به اشتغال در رشته تحصیلی خود و در یک شرکت خوب دانش بنیان بودم که این اتفاق برایم افتاد اما در شرایطی که تنها خانم شرکت بودم و این موضوع برایم خیلی سخت بود. یکبار از دوستم خواستم در پروژه ای مرا همراهی کند، بنابراین حالا دو خانم بودیم با کلی آقا؛ صندلی مان رو به دیوار بود و انگار که در یک محیط ایزوله و در یک آکواریوم قرار داریم. همین شرایط باعث شد که بفهمیم چرا خیلی از خانم ها در رشته خودشان و در یک دفتر فنی مهندسی کار نمی کنند." او ادامه می دهد:" البته این تنها مساله نبود و وقتی دوستم گفت در شرکتی کار می کند که نه تنها تعداد خانم هایش کم است بلکه به رغم تمام اسم و رسم شرکت، خانم به عنوان یک کارمند امنیت ندارد، خودم را با دو مساله مهم مواجه می دیدم. کم بودن خانم ها و عدم امنیت آن ها در محیط کار! همان موقع بود که تصمیم گرفتم مثل بقیه زنان نباشم و کاری انجام دهم. اکثر خانم ها در چنین شرایطی یا به راه خود طبق شرایط موجود ادامه می دهد و یا جا می زنند و کارشان را کنار می گذارند اما من می خواستم متفاوت باشم و با کمک یکسری از دوستان، از زاویه دیگری به این مسائل نگاه کنم."

جهشی بزرگ بواسطه یک نقد محرک

حکیمه فریزاده بانویی است که دغدغه هایش را به تاریخ نسپرده و برای آنکه بتواند قدمی در جهت کمک به زنان همنوع خود بردارد، فراز و نشیب های بسیاری را پشت سرگذاشته و البته به نتایج خوبی هم رسیده است. او در ادامه صحبت هایش از روندی که برای رسیدن به اهدافش طی کرده، می گوید." باتوجه به مسائلی که پیش روی خود می دیدم، می خواستم کاری انجام دهم که از قضا متوجه شدم، چندتا از بچه ها می خواهند دانشگاهی در رشته های فنی مهندسی طراحی کنند که تمام سیلابس های درسی و فرایندهایش مطابق خانم ها باشد؛ من هم با توجه به دغدغه های خود، به آن ها پیوستم و با یک تیم ۵ نفره، کارمان را شروع کردیم. آن موقع در شرف مادرشدن بودم و حالا مساله دیگری هم به مسائل ذهنیم اضافه شده و آن هم مادری کردن زنان شاغل بود! به هرحال ما کارمان را با پژوهش ها و کارهای مختلف شروع کردیم و همین طور که پیش می رفتیم، شخصی به ما گفت که شما فقط ادعا هستید و تجربه کاری واقعی ندارید. همین حرف باعث شد تا به فکر برگزاری یک رویداد بیفتیم تا ببینیم اتفاقی که تا الان روی کاغذ به آن پرداخته ایم، چقدر در فضای واقعی اجرایی است که  خوشبختانه بسیار خوب جواب داد و بازخوردهای مثبت زیادی گرفت. به واقع این رویداد، یک جهش و اتفاقی متفاوت برای ما بود و برای ادامه راه امیدوارترمان کرد."

یک پیروزی بزرگ از دل شکست

گرچه خیلی ها ممکن است با اظهارات منتقدانه، دلسرد شده و حتی از اهدافشان فاصله بگیرند اما فریزاده و دوستانش به لطف یک انتقاد درمسیر هموارتری قرار گرفتند و خود را برای کارهایی یزرگتر آماده کردنند. فریزاده می گوید:"آن موقع یک بچه کوچک داشتم و از آنجایی که مکان ثابتی نداشتیم، برای انجام کارهایمان، مدام از این سر شهر به ان سر شهر می رفتیم و همین موضوع، جرقه ای شد تا به این بیندیشیم که یک خانم، بطور همزمان می تواند کار کند و بچه اش هم کنارش باشد. ما برای حل تمام این مسائل، امیدوار بودیم و اعتماد به نفس بالایی داشتیم. فکر می کردیم به یک نقطه جهش رسیده ایم، بنابراین تصمیم گرفتیم رویدادی در دانشگاه علم و صنعت برگزار کنیم. همه چیز مهیا بود اما یک هفته مانده به رویداد، یک اشتباه گرافیکی باعث شد که ما وابسته به یک نهاد برانداز اسراییلی به نظر برسیم. این مساله بسیار رسانه ای شد و سرانجام مجموعه حامی مان اعلام کرد نمی توانیم از شما حمایت کنیم چون معلوم نیست به کجا وابسته اید. خبر خیلی ناراحت کننده ای بود اما سرانجام خوبی داشت. اتفاقی که بقیه فکر می کردند یک بن بست است، برای ما یک پیروزی از دل شکست بود، زیرا این اتفاق ناخواسته، به گوش معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری رسید و درنهایت منجر به حمایت و سرمایه گذاری آن ها شد و حتی صاحب جا و مکان هم شدیم. انگار زمین و زمان دست به دست هم  داده بودند تا ما موفق شویم که سرانجام نیز در شهریور ۱۳۹۷ مجوز تاسیس اولین مرکز نواوری بانوان را گرفتیم." او اضافه می کند:" شاید بپرسید که حالا این مرکز نواوری چه ارتباطی به آن مسائلی دارد که در ابتدا در ذهن من وجود داشت؟ باید بگویم که مرکز مانا دراصل راه حلی برای آن ۴ اتفاق است که در ابتدا گفتم، یعنی یک دانشگاه فنی مهندسی است و از خانم هایی که فنی مهندسی خوانده اند حمایت می کند؛ یک محیط امن است تا خانم ها با خیال راحت فعالیت کنند؛ خدمت شادمانا دارد که مادرها بتوانند همراه بچه هایشان باشند و آخر اینکه، از طراحی تا فرآیندهایش همه مناسب فعالیت اجتماعی یک خانم است."

پایداری نوآوری اجتماعی نیازمند درآمدزایی است

جدا از صحبت های فریزاده در تد نوپیا، جا دارد اشاره ای هم داشته باشیم به دیدگاه این بانوی نوآور دربحث درآمدزایی شرکت های نوآوری اجتماعی. او پیش این در حاشیه رویداد نوپیا گفته بود:" ما معتقدیم اگر به درآمد توجه نکنیم،  مسائل حل نمی‌شوند. همچنین خیلی نباید روی نقش حاکمیت حساب کنیم، چون حاکمیت آن‌طور که باید در لایه مردمی اثرگذار نیست. اگر در بحث نوآوری اجتماعی مستقل مالی شویم، راحت‌تر می‌توانیم به فعالیت‌هایمان ادامه دهیم. به نظر من، گروهی که برای حل مسئله آستین بالا می‌زنند حتماً باید خودشان بیزینس داشته باشند. اگر نوآوری‌های اجتماعی وارد کسب‌وکار و درآمدزایی نشود، خیلی زود از بین می‌رود. همانطور که بسیاری از مراکز خیریه، مسیرهای تجاری را یاد گرفته‌اند تا سرمایه کمک به مردم از بین نرود و سرمایه زایی داشته باشند، نوآوری اجتماعی نیز به ساختار خودگردان نیاز دارد تا به پایداری برسد."

به اشتراک گذاری این مطلب

دیدگاه خود را بیان کنید